تبليغاتX
آبیاری

یکشنبه نهم فروردین 1388

يك زن ايراني در كميته تغيير اقليم سازمان ملل

فاطمه رحيم زاده، در بيست و نهمين اجلاس تغييرات اقليم سازمان ملل متحد ، به عنوان عضو هيات رئيسه كميته تغيير اقليم جهاني انتخاب شد.

بيست و نهمين اجلاس تغييرات اقليم سازمان ملل متحد از روز پنج شنبه با حضور بان كي مون ، دبير كل سازمان ملل متحد و 450 نفر از مسئولان بلند پايه و نمايندگان 157 كشور و سازمان جهاني در ژنو آغاز شده است.

خانم رحيم زاده كه عضو هيات علمي سازمان هواشناسي ايران است با 81 راي ، بالاترين راي شركت كنندگان در اين اجلاس را كسب كرد و به مدت 4 سال به عنوان نايب رئيس گروه كار يك كميته اقليم سازمان ملل متحد ( IPCC ) انتخاب شد.

كميته بين الدول تغييرات اقليم سازمان ملل متحد در سال 1988 ميلادي با همكاري مشترك سازمان هواشناسي جهاني و برنامه جهاني تغييرات اقليمي سازمان ملل متحد تاسيس شد و در زمينه تاثيرات انسان بر تغييرات اقليم و كاربردهاي آن در موضوعات آب ، انرژي ، كشاورزي ، دريا ، جنگل و مرتع ، شهرسازي و الگوهاي توسعه مطالعه و تحقيق مي كند.

چهارمين گزارش اين كميته سال گذشته با همكاري 4 هزار دانشمند از سراسر جهان تهيه و منتشر شد كه راهنماي مهمي براي تصميم گيرندگان كشورهاست.

نوشته شده توسط مسعود کریمی در 18:26 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ششم اسفند 1387

آب انبار

آب اَنبار، يا انبار، حوض انبار، حوض، سردابه، بركه، مَصْنَع، مَصْنَعه، منبع و گاه آبدان، آبگير، تالاب و بَرخ، نوعي مخزن آب سرپوشيده و آب‌بندي شده و غالباً ساخته شده در پايين‌تر از سطح زمين كه به منظور ذخيرة آب آشاميدني براي ايام كم‌آبي يا پايداري در برابر دشمن در هنگام محاصره شدن و گاه استفاده از آب خنك در تابستان، در شهرها، روستاها، دژها، مسير راههاي كاروان‌رو (در رباطها و كاروانسراها) و در دل كوهها ساخته شده است. اين نوع مخازن آب در بيشتر نقاط سرزمين ايران «آب انبار» (دانشنامة ايران و اسلام؛ گلزاري، 53؛ افسر، 219؛ افشار، 1/74، 100، 2/86، 665 ـ669؛ مخلصي، 215، 217، 218؛ آيت الله زادة شيرازي، 30ـ36) و در برخي نقاط چون بيرجند «انبار» (ستوده، مقالة منتشر نشده)، حوض (ابن بلخي، 156؛ شكورزاده، 643؛ افشار، 1/74؛ مخلصي، 213،‌قس: ناصرخسرو، 65، 122)، بركه (ستوده همان؛ نراقي، 158، 303، 304؛ افشار، 1/104، 222، 2/652، 655)، منبع (نراقي، 307) و در ديگر شهرهاي ايران با نامهايي چون مُرغِيْ و مُرغِك (در ساوه) وهَوْد، احتمالاً صورتي ديگر از حوض (در خندق و بيابانك) خوانده مي‌شود. هلد با استناد به لسترنج نوشته است: «در منابع قديم اسلامي به زبان عربي ظاهراً واژه‌هاي اصطخر يا بركه براي منبع يا مخزن سرپوشيدة آب به كار رفته است» (ايرانيكا). چنين سخني نه در كتاب لسترنج ديده شد و نه در ارجاعات او، و مأخذي ديگر نيز كه واژة اصطخر را براي مخزن سرپوشيدة آب (آب انبار) به كار برده باشد به دست نيامد. اما واژة بركه، چنانكه ديده شد، در منابع فارسي متأخرتر اسلامي دقيقاً به اين معني (آب انبار) بسيار به كار برده شده است. در ديگر سرزمينهاي اسلامي نيز به وجود اين نوع مخازن با نامهاي مَصْنَع (در مصر)، سردابه (در تركمنستان)، خَزّان (در فلسطين)، حوض (در هرات) اشاره شده است (ناصرخسرو، 50، ايرانيكا؛ الموسوعة الفلسطينية، 2/341؛ مايل هروي، 37).
تاريخچه: انبارهاي ذخيرة آب در آغاز گودالهايي بود كه خودبه خود از آب باران و سيلابها پر مي‌شد. به تدريج بشر خود به انبار كردن آب در اين گودالها پرداخت و سرانجام به ايجاد انبارهاي آب در جاهاي مورد نياز خويش دست يازيد. با پيشرفت تمدن روشهاي ذخيرة آب نيز تكامل يافت. در تمدنهاي ايران، مصر و بين‌النهرين آب را در آب‌انبارهاي سرپوشيدة غيرقابل نفوذي كه از تبخير شدن آب و آلودگي آن جلوگيري مي‌كرد ذخيره مي‌كردند. در كشورهاي يونان و روم نيز از اين شيوه براي ذخيرة آب استفاده مي‌شد (فرشاد، 217ـ 218) و تاريخ ايجاد برخي آب‌انبارها در فلسطين به دوران نَبَطيان باز مي‌گردد (الموسوعة الفلسطينيه، 2/341).
در ايران از روزگاران كهن به علت كمبود آب در بخش عمده‌اي از اين سرزمين، ارزش و اعتباري بسيار براي اب قائل بودند و ستايشگاههاي بزرگي براي نيايش ايزد نگهبان آب، اَناهيتا (ناهيد)، برپا داشته بودند (ورجاوند، 3) و آب انبار يكي از ساختمانهايي بود كه از زمانهاي بسيار دور براي تأمين و نگهداري آب به ويژه در مناطقي كه به آب دائمي (چشمه و قنات) يا فصلي (باران) متكي بود ابداع شد و توسعه يافت.
يكي از كهن‌ترين نمونه‌هاي آب انبار در ايران در كنار محوطة چُغازَنبيل، مربوط به هزارة 2ق‌م و دوران شكوفايي تمدن ايلام، به دست آمده است (همو، 2)، ولي اين اندازه اطلاعات و مدارك براي بررسي دقيق مصالح، ابزارها، سبك و روشهاي معماري آب‌انبارها در اين روزگاران كافي نيست؛ با اين حال با اتكاء بر اين آثار و رواج احداث قنوات، سدها و بندها در دورة اشكانيان و ساسانيان كه مي‌تواند بيانگر پيشرفت عمده‌اي در تكنيكهاي ساختماني باشد (ايرانيكا) و با عنايت به اين نكته كه معماري اين نوع ساختمان جدا از اصول و روشهاي ساختماني ديگر بناها نبوده است، همچنين با توجه به اين نكتة مهم كه عناصر و اصول به كار گرفته شده در معماري روزگاران نزديك به عصر ما، حتي در عصر ما، ميراثي از سنتهاي كهن معماري اين سرزمين است (ويلبر، ص «ژ») مي‌توان با احتياط حدسهايي زد: مثلاً در اين دوران ايجاد گنبد بر روي مقاطع مربع در اندازه‌هاي نسبتاً كوچك مقدور بوده است. از اين روي مي‌توان تصور كرد كه آب‌انبار در اين روزگار با مخازن مكعب شكل و پوششهايي به صورت طاقهاي چهارترك ساخته مي‌شده است. همچنين با آگاهي از تكنيك ساختن گنبدها روي تُرُنبه‌هاي ساده (گوشوار) ساختن مخازني با مقاطع شش و هشت ضلعي ممكن بوده است؛ اما از آنجا كه ايجاد گوشه‌هاي متع66 در طرح مخازن باعث بروز مشكلاتي از جمله در آب‌بندي و بالارفتن هزينه اجرا مي‌شده احتمالاً از اين نوع طرحها كمتر استفاده شده است. ماكسيم سيرو احتمال مي‌دهد كه آب‌انبارهاي استوانه‌اي و ستون‌دار از نواحي مجاور مديترانه از طريق اسيران جنگي كه در زمان ساسانيان به دست پادشاهان ايران اسير مي‌گرديدند اقتباس شده باشد (ص 234). در دوران حكومت اسلامي تأكيد بر مسائل مربوط به بهداشت و طهارت باعث گرديد كه ساختن مخازن آب (حوض، آب انبار، خزينة حمامها) به عنوان يك عنصر اساسي در زندگي مسلمانان در مساجد يا در كنار و نزديك آنها بيش از پيش متداول گردد و با تكامل و توسعة كشاورزي و تجارت در اين دوران ساختن آب انبارها در روستاها و در مسير جاده‌هاي كاروان‌رو گسترش يابد. همزمان با توسعة اسلام در كشورهاي مختلف و گسترش مبادلات فرهنگي به بركت دين و حكومت مركزي واحد، فنون ساختماني تكامل بسيار يافت. ساختن مخازن استوانه‌اي شكل در اين دوران به علت پايين بودن نسبي هزينة ساختمان و مقاومت بيشتر بدنة آن در مقابل فشار آب در ايران رايج شد. شايد تكنيك ساختن گنبدهاي دورچين به صورت كروي يا مخروطي نيز از همين دوران و به همين علت در معماري ايران ظاهر شده باشد. در اين دوران با پديد آمدن شهرها و محله‌هاي جديد آب‌انبارها به‌سان عناصر مركزيت دهنده در كنار مساجد، مدارس، بازارها و كاخهاي دولتي قرار گرفت. نكتة ديگري كه از نظر تحول طرحهاي معماري آب‌انبارها قابل ذكر است ساختن مخازن ستون‌دار به شيوة مغرب زمين براي بالا بردن ظرفيت نگهداري آب در آنها بوده است. پيدايش اين فنون در معماري ايران نيز به دليل نياز به ايجاد فضاهاي وسيع براي اجتماع مردم در يك محل براي عبادت بوده است. ساختن آب انبارهاي ستون‌دار امكان مي‌داد كه از طاقهاي كوتاه براي پوشش مخازن استفاده شود و در نتيجه سقف مخزن همكف زمين قرار گيرد و ايجاد بناي ديگري بر روي آن ممكن گردد. در اين دوران به تدريج آب‌انبارها به صورت جزئي از يك مجموعة معماري به هم‌پيوسته در آمد و معمولاً در كنار و همراه با مساجد و مدارس ساخته مي‌شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعود کریمی در 21:7 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ششم اسفند 1387

اساتید آموزشکده کشاورزی کرج

      آموزشکده کشاورزی کرج در ابتدای ورود آنچنان که هست نمی نمایاند. اما گذر زمان مسائل جالبی را از پشت پرده نمایان می سازد. در ترم اول اساتیدی چون فرید اجلالی (معاون آب و خاک و صنایع وزیر جهاد کشاورزی- مدرس درس مدیریت منابع آب) شم آبادی( رئیس سابق سازمان تعاون روستائی کشور - مدرس درس انقلاب اسلامی و ریشه های آن )و در ترم دوم رمضان طهماسبی( رئیس سابق سازمان آب منطقه ای استان سیستان و بلوچستان - استاد دانشگاه تهران - مدرس دروس آبهای زیر زمینی و مهندسی زهکشی) به تدریس می پردازند. نزدیکی اساتید این آموزشکده با اصحاب قدرت و در بعضی حضور درخود قدرت ارزش خاصی به این آموزشکده بخشیده است.اما هنوز دانشجو بعنوان دانشجو شناخته نمیشود. باید منتظر بود تا آینده.........

نوشته شده توسط مسعود کریمی در 20:58 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم اسفند 1387

بحران جهانی غذا

طبق برآورد سازمان ملل، تقریبا یک میلیارد نفر از شش میلیارد و اندی نفری که امروزه در جهان زندگی می کنند، از گرسنگی مزمن رنج می برند. البته این رقم که تخمینی ناپخته است شامل حال آنهائی نمی شود که از کمبود ویتامین و مواد مقوی غذائی و اشکال دیگر سوء تغذیه در رنجند که شمار آنها احتمالا به سه میلیارد نفر یعنی نیمی از جمعیت جهان می رسد. وخامت اوضاع تا حدی است که تقریبا هجده هزار کودک به طور مستقیم یا غیر مستقیم، روزانه بر اثر پی آمدهای سوء تغذیه می میرند.(آسوشیتدپرس، 18 فوریه 2007)

گرسنگی و بدی تغذیه، بر سر هم از شکل بزرگتری ریشه می گیرد. راشل کارسون می گوید: فقر در سیستمی پذیرفته و تائید می شود که خدائی جز سود و تولید نمی شناسد. کمابیش در همه کشورها خوراک همچون کالائی مانند کالاهای دیگر ازجمله لباس، اتومبیل، لوازم خانه و ... در نظر گرفته می شود. ثروتمندان هرچه را می خواهند می توانند بخرند، در حالیکه تهیدستان اغلب ناتوان از برآوردن حتی نیازهای اساسی شان هستند.

انسان برای زنده ماندن و زندگی کردن به غذا دارد مانند آب و هوا. اما در جوامع سرمایه داری بسیاری از مردم، از دایره دسترسی به این نیاز زیستی حذف می شوند. هر چند که در این کشورها کمک به اقشار پائین وجود دارد.

افزایش پی در پی قیمت ها در بازارهای جهانی که طی چند سال گذشته رخ داده، خیره کننده است. قیمت های 60 محصول کشاورزی مبادله شده در بازار جهانی، 37 درصد در سال 2007 میلادی و 14 درصد در سال 2006 افزایش یافت.(نیویورک تایمز19 ژانویه 2008). در بین محصولات کشاورزی گندم و ذرت و سویا بیشترین مصرف را دارا هستند و در بعضی کشورها عهرکدام به عنوان قوت لا یموت بشمار می آیند.

با بررسی مسئله غذا دلایل بسیاری را برای افزایش قیمت می یابیم.

اول: مسائلی وجود دارد که مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط با افزایش قیمت سوخت(نفت) است. در ایالات متحده و اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر تاکید بسیاری بر تولید انرژی های جایگزین نفت وجود دارد. بنابراین استفاده از ذرت برای تولید اتانول و یا استفاده از روغن نخل و سویا برای تولید سوخت دیزل مورد توجه است.

دوم: افزایش قیمت های ذرت و سویا به تقاضای در حال افزایش گوشت در میان طبقه متوسط آمریکای لاتین و آسیا مربوط می شود. چرا که این محصول به عنوان خوراک گاو، مرغ، خروس و بوقلمون است. در سال 2007 میلادی حدود 284 میلیون گوشت تولید شده است که با بررسی آمار طی 35 سال به دو برابر شدن آن می رسیم. با توجه به اینکه ذرت و سویا باعث می شوند گاو زود چاق شود دیگر کسی از علوفه استفاده نمی کند. برای هر 450 گرم گوشت به 3.6 کیلوگرم ذرت برای گاو و 1.36 کیلوگرم ذرت برای ماکیان احتیاج است.

سوم: دلیل سوم این است که کشورهائی که در تولید غذا خودکفا بوده اند، به وارد کننده تبدیل شده اند. هند و چین که تقریبا یک سوم جمعیت جهان را در خود جای داده اند از حالت خودکفائی به واردکنندگی تبدیل گشته اند.

دلایل دیگری نیز وجود دارد. در چین قسمتی از 2.8 میلیون هکتار و در ویتنام قسمتی از 280 هزار هکتار زمینهای برنج کاری با تغییر کاربری اراضی به پروژه های توسعه ای دیگر تبدیل شده اند. هیچ افزایش عملکردی در هکتار در سالهای گذشته دیده نشده است و انتظار نمی رود اتفاق دیگری بیفتد.

 

برخی از دلایل افزایش قیمت گندم و برنج ناشی از آب و هوا است. خشکسالی در استرالیا کشور مهم صادر کننده گندم تاثیر بسیاری گذاشته است. طوفان سال 2007 میلادی در بنگلادش 600 میلیون دلار برنج را از بین برد و موجب افزایش 70 درصدی قیمت آن گردید.

وجود دلالان بازار مواد غذائی و ذخیره سازی منطقه ای در افزایش بحران موثر بوده است. جوزت شیران، رئیس برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد می گوید: ((این شکل جدیدی از گرسنگی است... در قفسه ها غذا موجود است اما مردم قادر به خرید در قیمت های بازار نیستند. آسیب پذیری کنونی در مناطق شهری وجود نداشت. شورش های غذائی در کشورهائی دیده می شود که در این زمینه سابقه ای نداشتند.)) (گاردین 26 فوریه 2008)

غذا حق انسانی است. دولتها در این باره که مردم شان به خوبی تغذیه شوند، مسئول هستند. دسترسی کنونی مردم به غذا نشان دهنده مناسبات خیلی نابرابر قدرت سیاسی و اقتصادی در داخل کشورها و همین طور بین کشورهاست.

نوشته شده توسط مسعود کریمی در 13:56 |  لینک ثابت   •